تبلیغات در اینترنتclose
زود گریه میکنم
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::

نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم

به بخش عمومی ندای مشاور خوش آمدید.

تعداد بازدید : 512
نویسنده پیام
mehrnaz
آفلاین



ارسال‌ها: 1
عضویت: 14 /11 /1393
تشکر کرده: 2
زود گریه میکنم
سلام.بهتره برا بیان مشکلم ابتدا خودم رو معرفی کنم. دختری 28 ساله هستم. در یک خانواده چهار نفره زندگی میکنم و یک برادر دارم. مجرد هستم . شاغل ، و شغلم هم حسابدار هست. شهرستان درس خوندم. از نظر شخصی فردی اجتماعی هستم در گروه ها و انجمنها و مشاغل مختلف کار کردم و عضو بودم . جدیدا یکی دو سه سالی هست گوشه گیر شدم و هیجان دوران نوجوانیو ندارم و اکثریات دوستانم رو کنار گذاشتم که فکر میکنم به خاطر کار و بالا رفتن سن باشه. در کل لوس نیستم و تا جایی که میتونم گلیممو خودم از اب میکشم بیرون. و در خانواده هم اونطور که همه فکر میکنن تک دختر ها پادشاهی کنند نیستم.
مشکل من این هست تا کسی به من حرفی بزنه موضوعی یا بحثی به وجود بیاد یا یکی مثلا از طرف من حرف دروغی گفته باشه ، فوری گرییه م میگیره و به جا دفاع از خودم زود بغض میکنم و اشکام میاد و شدید گریه میکنم و این امر باعث میشه نتونم صحبت کنم و حقمو بگیرم و اصلا هم از این حالت خوشم نمیاد چون منو ادم ضعیفی نشون میده در صورتی که مثلا تو اون بحث یا موضوع حرف برای دفاع کردن دارم اما اشکو گریم و بغض و لرزش صدام نمیذاره صحبت کنم. این مشکل و تو محل کار بیشتر دارم تا همکاران چیزی از من به مدیر میگن حتی یک مساله کوچیک که حق هم با خودم باشه اشکه که سرازیر میشه.. در صورتی که میدونم نه ترسی دارم برا حرف زدن و اینکه بگم روم نشه حرفمو بزنم . و بدتر از اون حس بدیه که بعدش میگیرم که چرا حرفمو نزدمو به خاطر گریه نتونستم حقمو بگیرم. تو روابط خانواده هم اینجوری هستم ولی توی خانواده بعد گریه زبونم باز میشه و میتونم حرفم رو بزنم.. ولی توی اجتماع و محل کار نه.. نمیدونم چجوری باید خودمو کنترل کنم یا بغضمو از بین ببرم.. چون تو خانواده گریمو کامل انجام میدم و بعدش وقت برا صحبت کردن دارم نظرو حرفمو بگم ولی در محیطهای خارج از خانه و محل کار تا اون حالتم رفع بشه و زبونم باز بشه دیگه موضوع تموم شده و من دیگه وقتی برا بیان حرفم ندارم . و همینجوری خیلی جاها قضاوت و داوری ناحق برام شده و نتونستم از خودم دفاع کنم.
سه شنبه 14 بهمن 1393 - 11:56
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
moosavi
آفلاین



ارسال‌ها: 2
عضویت: 20 /8 /1393
شناسه یاهو:
تشکر شده: 3
زود گریه میکنم
RE : 1
با سلام خدمت شما اگر بخواهیم از دیدگاه شناختی رفتاری به مشکل شما توجه کنیم به رابطه فکر و احساس و رفتار پی خواهیم برد ممکن است شما افکاری در رابطه با رفتار دیگران داشته باشید که ناکامی در رسیدن به این افکار باعث احساس منفی در شما و در نتیجه احساس منفی به رفتار(گریه کردن)وادار می شوید به همین خاطر اگه شما بتونید افکار منفی خودتون را شناسایی و اصلاح کنید و اعتماد به نفس خودتون را افزایش بدید و تفکر اینکه دیگران راجع به شما چی فک می کنند را از خودتون دور کنید میتونید این رفتار خودتون را کنترل کنید البته انتظار نداشته باشید با یکی دو بار تمرین موفق شوید شما نیاز به مدت زمانی طولانی تمرین دارید چون این رفتار شما به صورت عادت در آمده است مطالعه کتاب آنجا که عقل حاکم است/ترجمه دکتر قاسم زاده می تواند به شما کمک کند در صورت امکان جهت تسریع در فرایند تغییر افکار از یک روانشناس خوب کمک بخواهید
سه شنبه 14 بهمن 1393 - 16:14
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
2 کاربر از moosavi به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند : talebi , mehrnaz ,
talebi
آفلاین



ارسال‌ها: 299
عضویت: 7 /3 /1393
تشکر کرده: 99
تشکر شده: 61
زود گریه میکنم
RE : 2
سلام بر شما
با تشکر از پاسخ بسیار مفید سرکار خانم موسوی.
بنده هم در راستای همان مکتب روانشناسی (شناختی - رفتاری) توضیحاتی می دهم و امیدوارم مفید واقع بشه.
طبق این روش شما باید در چهار سطح برای تغییر وضعیت خودتون به ترتیب تلاش بکنید.
شرایط. تا جایی که می توانید سعی کنید در چنین شرایطی که دچار بغض خواهید شد قرار نگیرید یا شرایط و موقعیت ها را به نفع و خواست و حال و وضع تون تغییر دهید.(البته تلاش شما دراین سطح ممکن هست به اضطراب و تشدید مشکل هم منجر گردد)
افکار.وقتی ناچار در شرایط و موقعیت یک قرار گرفتید باید (افکار) یعنی ذهنیت منفی و پیش داورانه خودتون رو نسبت به رفتار و گفتار دیگران تغییر دهید(یعنی الزاماً همه و در همه شرایط در نظر ندارند شما را برنجانند بلکه نوع برداشت شما منفی و غیر منطقی هست)
احساس. اگر نتونستید کاری بکنید و به سطح (احساس) رسیدید، یعنی در شرایط بغض آور و اضطراب زا قرار گرفتید و نتونستید افکار و برداشت های منفی خودتون رو کنترل کنید، باید تلاش کنید احساستان را تغییر دهید. طبیعتاً تغییر در این مرحله کمی مشکل خواهد بود. یعنی مثلاً (فکر کردید) یکی شما رو مسخره کرده ، حس طبیعی که به شما دست خواهد داد احساس حقارت و مظلوم واقع شدن و احساس بدبختی هست. ولی شما باید تلاش کنید که جلوی این حس رو بگیرید (مثلاً از روش تفکر فکر یا تغییر موضوع ذهنی استفاده کنید) تا به احساس مثبت دست یابید.
رفتار. در سطح آخر شما باید جلوی رفتار ها و علائم رفتاری ناشی از احساس منفی رو بگیرید. طبیعتاً نتیجه احساس حقارت ، درماندگی و بد بختی چیزی جز علائم اضطراب و استرس حالات و رفتارهایی نظیر خشم ، پرخاشگری، اقدام تدافعی و بلاخره مورد شما گریه خواهد بود.که سخت ترین مرحله تغییر هست و تلاش و مهارت زیادی می طلبد.
حالا خودتون برحسب ویژگی های فردی و موقعیت های اجتماعی باید تشخیص بدهید که در چه سطحی باید به تغییر و درمان خودتون بپردازید و مطمئناً هر چه در مراحل اولیه اقدام کنید کارتون آسانتر و راحت تر خواهدبود.
البته به نظر خود بنده بهتره شما بر سطح 2 یعنی تغییر در افکار متمرکز بشوید.
افکار نو ، اندیشه متفاوت ، سلایق مختلف ، رمز پویایی انسان و اجتماع
سه شنبه 14 بهمن 1393 - 18:25
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
1 کاربر از talebi به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند : mehrnaz ,



تازه سازي پاسخ ها



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش :
صفحه اصلی | انجمن | ورود | عضویت | خوراک | نقشه | تماس با ما | طراح
گروه تلگرامی ندای مشاور: گروه تحول برای مشاهده لینک لطفا به صفحه اصلی سایت ندای مشاور مراجعه کنید. http://www.nmoshaver.ir/

این قالب توسط سایت روزیکس طراحی شده است و هر گونه پاک کردن لینک طراح پیگرد قانونی دارد !