تبلیغات در اینترنتclose
شاید بیماری ذهنی همسرم.
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::

نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم

به بخش عمومی ندای مشاور خوش آمدید.

تعداد بازدید : 389
نویسنده پیام
aria1363
آفلاین



ارسال‌ها: 2
عضویت: 8 /12 /1393
شناسه یاهو:
شاید بیماری ذهنی همسرم.
با سلام
بنده 3سال هست که ازدواج کردم.
خیلی سریع و از روی علاقه سطحی و لج بازی و حفظ آبرو و دلسوزی و هزارتا دلیل بی ارزش دیگه برای ازدواجم پافشاری کردم.
داستان زندگی من بسیار طولانی هست اما سعی میکنم خلاصه بکم.
از همون قبل از عقد گاها شاهد رفتارهای عجیب همسرم بودم و من این رفتارها رو پای مشکلات خانوادگی ایشون میذاشتم اما ...
روز قبل از عقد به خاطر شوخی های لوس خانواده خودش، وسایل و کت و شلوار من رو پرت کرد بیرون و من رو با فریاد از خونشون بیرون کرد. شخصیت برام نموند.
تنها بودم خانوادم در شهر دیگه ای بودن و قرار بود فقط برای مراسم عقد بیان.
خلاصه روز عقد رسید و سر سفره عقد توی محضر با یک لباس سیاه تنها اومد و کلا فقط گریه میکرد.
همه مات و مبهوت این رفتار بودن. من نتونستم بزنم زیر همه چیز اما فقط خجالت کشیدم از اینکه خانوادم رو به زور راضی کرده بودم که با ازدواجم موافقت کنن. مراسم عروسی فقیرانه هم دقیقا با گریه و زاری گذشت.
گذشته ها گذشته الان که توی این موقعیت هستم میخوام زندگیم رو درست کنم. نمیخوام چیزی رو خراب کنم .
الان 3 سال هست که از عقدمون میگذره .من نمیتونم با فامیل زیاد رابطه داشته باشم چون همسرم حوصله نداره.
حتی اگر برام مهمون سرزده بیاد تمام وجودم از واکنش همسرم به لرزه میفته.
اکر کسی هم ما رو دعوت کنه به مهمونی بازم تنم میلرزه که آیا تا لحظه آخر همه چیز روال عادی خودش رو طی میکنه یا خیر.
در مورد خرید لباس کلا بنده اگر لباس بخرم یا نخرم باز هم بدهکار هستم یعنی در نگاه همسرم آدم حقیر و مستحق کمک هستم! ( بنده شرایط زندگیم عادی هست و خدا رو شکر با سعی و تلاش امورات زندگی رو میگذرونم اما نمیتونم زیاد بریز و بپاش داشته باشم).
گاها انتظار داره که بنده برای رفتن به مراسم جشن حتما باید کادوی با ارزشی ببرم و اگر این کار رو نتونم انجام بدم شاید در اون لحظه چیزی نگه اما تا یک ماه بعد میگه که نمیخواد من براش چیزی بخرم و حاضر نیست که من ندار منت بذارم به سرش. میگه باید طلاقش بدم تا فشار زندگی روی دوش من نباشه. خلاصه من رو بچه و ضعیف فرض میکنه.
در تمام عیدها و مراسم ها اگر بنده اونقد پول داشته باشم که از پفک گرفته تا لباس مخصوص اون مراسم رو بخرم شاید همه چیز به خوبی سپری بشه وگرنه تمام دنیا خراب میشه رو سرم.
حتی یک مدت فرستادمش کلاس اما دقیقا سر جلسه امتحان، به خاطر احترام بیش از حد مسئولین آزمون (به دلیل آشنایی قبلی)، همسرم با چشم گریه آزمون رو رها کرد و منم که اعتراض کردم طلاهاش رو انداخت جلوم گفت بیا اینم به جای شهریه که پرداخت کردی.
به دادم برسید.
بعد از ازدواج متوجه رفتار های بچگانه مادرخانمم میشدم که مثلا از تنهایی میترسه، از سرما عصبی میشه، از گرما عصبی میشه، راه رفتنش به نظرم عادی نمیومد و هزارتا مسئله دیگه که برام عجیب بود. بعدها فهمیدم که یکی از دایی های خانمم به دلیل عقب افتادگی ذهنی چند سالی در تیمارستان بوده و بعد فوت میکنه.
نمیدونم شاید این حرف درست نباشه ما احساس میکنم که این رفتارهای غیر عادی همسرم به صورت ژنتیکی باشه و رشد مغزی کاملی نداشته باشن.
کمکم کنید.
جمعه 08 اسفند 1393 - 17:39
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
talebi
آفلاین



ارسال‌ها: 299
عضویت: 7 /3 /1393
تشکر کرده: 99
تشکر شده: 61
شاید بیماری ذهنی همسرم.
RE : 1
سلام بر شما
شرح حال خوبی در مورد همسرتون نوشته اید ، به نظرم کاش همسرتون هم در همین حدود در مورد شما اظهار نظر می کردند تا شناخت منطقی تری نسبت به موقعیت شما بدست بیاد.
بزارید از آخر پیامتون نظر بدم.
1- رفتار های همسر شما بجز مورد عقد در محضر (که آنهم میتونه به علت شرایط خاص قبل از عقد و مشکلات و مثلاً کینه و تنفر فی مابین در آن موقعیت و روزهای خاص باشد) ، زیاد هم عجیب و غریب به حساب نمیاد (لااقل برای بنده که ذهنم از مسائل اینجوری در رابطه با ذوجین پر هست). یعنی اغلب ذوجین در مورد مهمانی و پارتی و کادو و غیره مشکلات و ناسازگاری هایی دارند.
و میتونم براتون اطمینان بدم که اختلالات روانی ارثی این شکلی با ویژگی هایی که شما از خانومتون تعریف کرده این در هیچ جای دنیا و توی هیچ نوع طبقه بندی نداریم.
2- موضوع عقب افتادگی و تیمارستان تناقض دارد و اگر طرف در تیمارستان بوده ، اختلال روانی داشته و اگر عقب افتاده بوده حتماً در مرکز نگهداری معلولین ذهنی بهزیستی بوده. در هر حال بله ارث و محیط یا تربیت هر دو در وجود یا ایجاد اختلالات روانی نقش دارند ولی این یک رابطه قطعی علت و معلولی نیست. یعنی نمیشه گفت کسی که در فامیلش مثلاً یک بیمار اسکیزوفرنی بوده ، همه فامیل در معرض این اختلال قرار دارند و همانطور که خودتون هم می بینید فقط یک نفر در آن فامیل هست و شاید هم ایشون بدون زمینه ارثی و تحت شرایط زیستی و محیطی دچار این مشکل شده بوده.
3- بطور کلی به نظر بنده خانم شما مشکل خاصی ندارد و میتونید با مراجعه دو نفره به یک روانشناس (نه روانپزشک) تشخیص دقیقتری از خود و خانمتون و اینکه کدومتون بیشتر نیاز به تغییر و درمان دارید، بدست آورید.
افکار نو ، اندیشه متفاوت ، سلایق مختلف ، رمز پویایی انسان و اجتماع
شنبه 09 اسفند 1393 - 14:00
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش



تازه سازي پاسخ ها



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش :
صفحه اصلی | انجمن | ورود | عضویت | خوراک | نقشه | تماس با ما | طراح
گروه تلگرامی ندای مشاور: گروه تحول برای مشاهده لینک لطفا به صفحه اصلی سایت ندای مشاور مراجعه کنید. http://www.nmoshaver.ir/

این قالب توسط سایت روزیکس طراحی شده است و هر گونه پاک کردن لینک طراح پیگرد قانونی دارد !