تبلیغات در اینترنتclose
از دست خودم خسته شدم
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::

نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم

به بخش عمومی ندای مشاور خوش آمدید.

تعداد بازدید : 1330
نویسنده پیام
bahareh
آفلاین



ارسال‌ها: 1
عضویت: 23 /1 /1394
از دست خودم خسته شدم
با سلام.دختری 18 ساله هستم.از خودم خسته شدم.من دانش آموزی درس خوان و با معدل بالا بودم اما از ماه اردیبهشت سال سوم تبدیل به دختری تنبل و درس نخوان شدم.امتحانات نهایی ام را خراب کردم و معدلم از حد انتظاری که همیشه داشتم پایین تر اومد.تابستان که برای کلاس های کنکور به مدرسه می رفتیم هر وقت کتاب را باز می کردم گریه ام می گرفت.تا ماه مهر یا آبان به سختی ساعت مطالعه ام را به 30 ساعت می رساندم.تا این که خودم را رها کردم و ساعت مطالعه ام خیلی کم شد.به کمک حرف های یک مشاور تحصیلی امتحانات ترمم را به سختی دادم.اما با آن مشاور هم نتوانستم دوام بیاورم و همه اش حالم بد بود.بعد از آن هم رفتم پیش روانشناس.به اندازه 1 ساعت برایش گریه کردم.به من قرص افسردگی داد.حالم کمی بهتر شد.اما بی خیال شدم دیگر درس نمی خواندم.اما باز هم گریه می کردم.به اینجا رسیدم.عید گذشت و من هیچ چیز نخواندم.همه پیش رفته اند.از من فاصله زیادی دارند.الان پیش یک مشاور تحصیلی می روم.می گوید گریه هات را بهش برنامه بده بعد درس بخون.نمی تونم.کتاب را که باز می کنم با خودم لج می کنم که من نباید درس بخونم.از خودم از کارام خسته شدم همیچ کس من را نمی فهمه حتی دیگه خودم هم خودم را نمی شناسم.نمی دونم دارم چی کار می کنم.از پدر و مادرم خجالت می کشم.قبل از خوردن قرص افسردگی احساس خودکشی داشتم.می دونم مسخرست اما از خانواده ام خجالت می کشم.نمی دونم بعضی وقتا می گم شاید تنبل شدم.دارم دیوونه می شم دیگه نمی تونم خودم را تحمل کنم. سال های پیش درس هام را خیلی خوب خونده بودم که تا اینجا دوام آوردم.البته همه اش خدا بهم کمک کرد.توی همه آزمون هایی که دادم درس نخونده بودم اما تراز هایم متوسط رو به بالا شدبه خاطر همین هم مدرسه زیاد متوجه نشد.اما دیگه برای همه چی دیر شده.نه خودم می خوام درس بخونم نه تلاشی براش می کنم اما آرزوی من بیش تر از این ها بود که درس نخونم و به این وضع دچار بشم.
یکشنبه 23 فروردین 1394 - 13:23
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
talebi
آفلاین



ارسال‌ها: 299
عضویت: 7 /3 /1393
تشکر کرده: 99
تشکر شده: 61
از دست خودم خسته شدم
RE : 1
سلام بر شما
اینکه شما می خواستید خوب درس بخونید نکته مثبتی هست و اینکه چرا نمیتونید این کار رو بکنید ، متاسفانه راجع بهش حرف نزده اید و حداقل وظیفه مشاور و روانشناسانی که بهشون مراجعه کرده اید این بوده که علل و ریشه های مشکل شما رو بررسی و تحلیل بکنند. البته به نظرم روانشناسی که براتون قرص ضد افسردگی تجویز کرده هدفش بهبود موقت شما و مراجعه بیشتر برای رواندرمانی بوده که ادامه نداده اید.
اما دیگه ........نه خودم می خوام درس بخونم نه تلاشی براش می کنم اما آرزوی من بیش تر از این ها بود

در این مورد باید عرض کنم که باز هم دیر نشده و حتی اشکالی ندارد که شما یکسال پشت کنکور بمانید و با توجه به هدف یا اهدافی که از ادامه تحصیل داشته اید برای کنکور 95 برنامه ریزی کنید و به آرزوهای خودتون دست یابید.
افکار نو ، اندیشه متفاوت ، سلایق مختلف ، رمز پویایی انسان و اجتماع
یکشنبه 23 فروردین 1394 - 18:54
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
ofogh
آفلاین



ارسال‌ها: 2
عضویت: 10 /2 /1394
تشکر شده: 1
از دست خودم خسته شدم
RE : 2
سلام عزیزم . من هم کنکوری بودم و خدارو شکر کنکور قبول شدم والان دانشجو هستم
سال اولی که کنکور دادم هیچی نخوندم چون برام مهم نبود قبول بشم یا نه اصلا دلم به سمت کتاب نمیرفت اما وقتی نتایج اومد وقتی دیدم قبول نشدم ناراحت شدم و تصمیم گرفتم برای سال بعد بخونم . وقتی شروع میکردم به درس خوندن ذهنم خسته میشد و تمرکز نداشتم و از طرفی شرایط خونه هم بد بود و خودم از خودم خسته بودم و تا یکی دو ماه همش غصه میخوردم که چرا اینجوری شدم. دوستم هم خیلی بهم استرس وارد میکرد و تمرکزمو بیشتر بهم میزد . تا اینکه به طور خیلی اتفاقی با یه نفر آشنا شدم که میخواست بهم کمک کنه بدون هزینه و بی منت. خیلی نکته های خوبی میگفت وباعث میشد امیدوار بشم و از تجربه های کنکور خودش میگفت و من هربار که کم میاوردم یاد زحمتای ایشون و زحمتای پدرم می افتادم و سعی میکردم بهتر درس بخونم. همه کم میارن اما مهم اینه که به موقع بلند بشی . من گاهی اوقات 10 ساعت کتابخونه بودم اما همش دو سه ساعت مطالعه مفید داشتم!!!
اول اینکه خودت بشین با خودت حرف بزن ببین واقعا میخوای قبول بشی یا نه ؟ اگه قبول بشی چی میشه ؟؟و اگه قبول نشی چه زندگی خواهی داشت؟؟آیا واقعا برات مهم نیست که قبول بشی یا نه؟؟
دوم اینکه از خودت خیلی انتظار زیاد نداشته باش که مثلا یهو در عوض چند روز تغییر کنی و یه آدم دیگه بشی نه عزیزم اینجوری نمیشه همه چی با نظم و برنامه ریزی کم کم درست میشه
سوم اینکه افکار و مشکلات گذشته رو رها کن وقت برای غصه خوردن همیشه هست . کاراتو اولویت بندی کن. من وقتی درس میخوندم ناخوداگاه میرفتم تو فکر اما یهو به خودم می اومدم و میگفتم الان فقط درس میخونم بعد امشب فکر میکنم و غصه میخورم
به خودت بیا . تا کی میخوای اینجوری ادامه بدی .تا خدا نخواد نمیمیری . به فکر زحمات پدر ومادرت باش اونا دوس دارن تو موفق بشی . میدونم وقتی کتابو باز میکنی چه حسی داری چون خودم تجربه کردم آدم میخواد پرتش کنه دور . اما به این فکر کن که همین کتابا میتونن تو رو به جایی که میخوای برسونن بخدا 4تا کتاب حفظ کردن در برابر هدفت چیزی نیست . هیچ انسانی خنگ نیست تو قبلا نمراتت خوب بوده پس ذهنت خوبه فقط یکم خستس نگو نمیتونی نگو نمیفهمی اینا بدترین زهر هست برای ذهنت
بخدا با برنامه ریزی ساده همه چی حله من از روزی یه ساعت شروع کردم . بیست روز مونده بود به کنکور کاملا خالی کردم اما باز بلند شدم و ادامه دادم .
توکل به خدا یادت نره این مهمترین چیزه . اگه امسال نشد برای سال بعد میخونی عیبی نداره یه چند وقتی استراحت میکنی بعد دوباره شروع میکنی.
خواب و خوراکتو مرتب کن . درگیر احساسات نشو . به گذشته فکر نکن چون گذشت و رفت . انسان قابل تغییره یادت باشه خدا حال قومی را تغییر نمیدهد تا اینکه خودشان بخواهند.
خیلی حرف دارم نمیدونم اینا رو بخونی یا نه
...
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 - 18:02
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
1 کاربر از ofogh به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند : talebi ,



تازه سازي پاسخ ها



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش :
صفحه اصلی | انجمن | ورود | عضویت | خوراک | نقشه | تماس با ما | طراح
گروه تلگرامی ندای مشاور: گروه تحول برای مشاهده لینک لطفا به صفحه اصلی سایت ندای مشاور مراجعه کنید. http://www.nmoshaver.ir/

این قالب توسط سایت روزیکس طراحی شده است و هر گونه پاک کردن لینک طراح پیگرد قانونی دارد !