تبلیغات در اینترنتclose
افسردگی
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::

نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم

به بخش عمومی ندای مشاور خوش آمدید.

تعداد بازدید : 467
نویسنده پیام
fff
آفلاین



ارسال‌ها: 2
عضویت: 14 /3 /1394
تشکر شده: 1
افسردگی
سلام دختری هستم ۲۴ساله دانشجوی فوق لیسانس.مدت زیادی دچار افسردگی شدم که به عقیده خودم ریشه در کودکیم داره(در دوره کودکیم توسط یکی از اقوام مورد آزار جنسی قرار گرفتم) و افکار کودکی و حس بد اون موقع رو نمی تونم از خودم دور کنم و هر روز برام بزرگتر میشه مخصوصا الان که به سن ازدواج نزدیک شدم .از طرفی خونه همون خونه است و یاد آور اون خاطرات تلخ با همون فرد هم رابطه خانوادگی صمیمی داریم و نمی تونم از ش دور شم و هیچوقتم ب روش نیاوردم .حس عذاب وجدان و خجالت شدیدم دارم و حس می کنم خودم مقصر بودم ..نمی تونم با کسی در این مورد صحبت کنم و از خانواده درخواست کنم که پیش مشاور برم. از طرفی شدیدا احساس تنهایی می کنم و کسی رو ندارم که بهش تکیه کنم.دچار خودخوری شدید شدم و اخیرا همه چیو سرخودم خالی می کنم وهمش به خودم آسیب میزنم و غیر قابل کنترل شده افکارم ناامیدانه و روبه مرگه و همش تصور منفی دارم مثلا همش تصور می کنم خودمو از پنجره پرت می کنم پایین یا وقتی تو خیابونم تصور می کنم که می پرم جلوی ماشینا.احتیاج به آرامش شدید دارم و می خوام که زندگی عادی داشته باشم ولی نمیتونم رو افکارم تمرکز کنم حس تنهاییم بدتر بهش دامن میزنه.می ترسم که تصورام به واقعیت بپیونده.ظاهرمو جلوی دیگران خوب حفظ می کنم ولی درونم یه چیز دیگس.با اینکه خودم آرامش ندارم دیگران رو خوب آروم می کنم ولی حرفام روخودم اثر گذار نیست. خودم حس می کنم همش شعاره
ممنون میشم کمک کنید
پنجشنبه 14 خرداد 1394 - 03:50
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
talebi
آفلاین



ارسال‌ها: 299
عضویت: 7 /3 /1393
تشکر کرده: 99
تشکر شده: 61
افسردگی
RE : 1
سلام بر شما
بنده فکر می کنم به چنین موضوعی چند ماه پیش در همین بخش پاسخ داده ام و یک بار دیگر هم بطور خلاصه نظرم رو میگم.


    شما وقتی این ماجرای استرس زا رو تجربه کردید کودک بودید و اختیار و کنترل خودتون رو نداشتید و مسئولیت این اتفاق برعهده فرد بزرگسال بوده و هست و اگر عذاب وجدانی باشد برای او هست.لذا شما باید بپذیرید و به خودتون بقبولانید که وقتی در اتفاقی اختیاری نداشتید نباید دلیلی برای عذاب وجدان خودتون بتراشید.
    شما مشخص نکرده اید که در آن اتفاق آیا پرده بکارت خودتون رو از دست داده اید یا از این جهت مشکلی پیش نیامده (منظورم اینه که آیا از این بابت هم استرس و اضطراب دارید یا نه)
    در هر حال شما می توانید از طریق تداعی خاطرات گذشته و تحلیل آنها در ذهن خودتون (البته بخشی از روند روانکاوی و رواندرمانی هست) به حالتی برسید که اینگونه افکار استرس زا و اضطراب زا حالت خنثی داشته باشند. برای اینکار اگر همانطور که اشاره کرده اید مطالعه در زمینه روانشناسی داشته باشید می تونید به خوددرمانی بپردازید و گرنه باید جلسات متعدد با یک مشاور یا روانشناس در ارتباط باشید.


افکار نو ، اندیشه متفاوت ، سلایق مختلف ، رمز پویایی انسان و اجتماع
شنبه 16 خرداد 1394 - 19:19
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
fff
آفلاین



ارسال‌ها: 2
عضویت: 14 /3 /1394
تشکر شده: 1
افسردگی
RE : 2
سلام

ممنون از پاسخگوییتون.از لحاظ جسمی مشکلی ندارم و عذاب وجدانم بیشتر به خاطر اینکه بزرگترها رو در جریان نذاشتم و ترسو بودنم باعث شد که مدت خیلی طولانی(حدود 2 سال) ادامه پیدا کنه. از طرفی حفظ ظاهر در برابر خود اون فرد برام غیرقابل تحمله و این باعث میشه هرچند مدت برام تداعی بشه.نکته که اینجا بیشتر از هرچیز آزارم میده خودآزاریای جسمی و روحیمه که تا یک مدت ترک شده بود و دوباره شروع شده و اینکه همش خودمو در صحنه هایی تصور می کنم که دارم درد می کشم.
به هرحال ممنون از راهنمایی و توجهتون.
شنبه 16 خرداد 1394 - 21:23
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
1 کاربر از fff به خاطر این مطلب مفید تشکر کرده اند : talebi ,



تازه سازي پاسخ ها



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش :
صفحه اصلی | انجمن | ورود | عضویت | خوراک | نقشه | تماس با ما | طراح
گروه تلگرامی ندای مشاور: گروه تحول برای مشاهده لینک لطفا به صفحه اصلی سایت ندای مشاور مراجعه کنید. http://www.nmoshaver.ir/

این قالب توسط سایت روزیکس طراحی شده است و هر گونه پاک کردن لینک طراح پیگرد قانونی دارد !