تبلیغات در اینترنتclose
خسته شدم
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::

نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم

به بخش عمومی ندای مشاور خوش آمدید.

تعداد بازدید : 419
نویسنده پیام
khatereh
آفلاین



ارسال‌ها: 1
عضویت: 19 /6 /1393
خسته شدم
باسلام
27 سالمه.حدود سه سال پيش با يكي از همكارام ازدواج كردم. 31 سالشونه.حدوده 1.5 عقد بوديم وحدودا يكسال و 4 ماهه عروسي كرديم سه سال باهميم.
پارسال توهمين روزا مشكلاتمو واستون نوشتم ومنو به زندگي اميدوار كردين ولي هيچي درست نشد همه چي بدتر شد
از تو دوران عقد من مشكلاته عميقمو با همسرم متوجه شده بودم وهمش ميگفتم درست ميشه وموندم ولي حالا...
از نظر اعتقادي باهام خيلي فاصله داره.عصبي كه ميشه خداو پيغمبرهم به فحش ميبنده.خسيسه بي نهايت يعني من تواين سه سال حتي يه چيز كوچيك ازش هديه نگرفتم.پولي هم كه به من ميداده واسه خرج خودم بهم قرض ميداده وازم پس ميگرفته بهونش واسه خرج نكردن ايندست واتفاقي كه معلوم نيست بيفته يانه.خرج خونرو ميده يعني خوردو خوراك ولي تا حدي كه خودش پول ميذاره كنار ولي لباساي من وخودشو هميشه خودم خريدم دكتر وارايشگاه وبقيه مسائل ماليم خودم بودم چون نميداده واينكه هرچي لباس واسش خريدم همرو جاداده و ميگه بعدا ميپوشم بعدا كي ميرسه الله اعلم حتي اگه مراسمي هم پيش بياد اونارو نميپوشه.خودم كارمندم.وامهاي زيادي گرفتم كه يه خونه بخريم ونصفه خونه اي كه خريديم مال منه البته همه ي پولشو خودم دادم.تا دوماهه پيش كه دعوامون بالا گرفت ومن ديگه طاقتم طاق شد حتي يكبار ازمن نپرسيد قسطاتو چه جوري ميدي با اينكه ميدونسته من به چه سختي و خفتي پوله قسطامو ميدادم.اصلا پشتم نبوده هيچ جا در صورتيكه هميشه ازش خواستم كه مسئوليت منو قبول كنه اينكه من دوست ندارم تنها باشم ومرد يه خونه ولي اون هميشه خودشو كنار كشيده.بهش محبت كردم واسش احترام قائل بودم با اينكه واقعا عذابم ميداده.اصلا اهل معاشرت نيست تواين سه سال بابت هر مهموني اي كه با من اومده ازم پول گرفته وبام اومده هميشه هم با اشك واسترس.با اومدن اططرافيانم به خونمون هم مخالفت ميكنه من حتي يك بار هم كسيو دعوت نكردم .وسواسيه شديد كاراي خونرونميذاره من انجام بدم اوايل فك ميكردم به خاطر منه بعد تو اسباب كشيا و كاراي روزمره فهميدم نه منو اصلا قبول نداره در صورتيكه من از عهده كارا به خوبي برميام.دست به زن داره نه مثلا يه ضربه دوتا ضربه نه من به معناي واقعي كتك خوردم يه دفعه حتي با كمربند درصورتيكه كبود شده بودم واون عين خيالشم نبود سر چيزاي بيخود كتك ميخورم يا سر پوله يا بهونه هاي بيخوده اون.با خانواده ي خودش قطع رابطه كرده همشم ميگه پشتم نيستن خداييش فك كنم حق داشتن ولش كردن چون ادمو از خودش سير ميكنه.همش ميناله نداريم نداريم كارمون اينطوري اونطوري اين بهم اينو گفت اون اينو گفت ميام نميام ميكنم نميكنم.اهل تهديده خيلي تو اين سه سال من تهديد كرده داداشتو ميكشم اينو ميكشم اونو ميكشم.همش تهديدم ميكنه كه ازخونه بيرونت ميكنم ودو دفعه اينكاروكرده.بد دهنه شديد دائما فحشاي ناموسي من توخونه ميشنوم اوايل من مخاطبش نبود بعد من وخانوادم هم مخاطبش شديم.تا حالا هزار دفعه باهاش حرف زدم وقول داده درس شه ولي هميشه دو سه ماه اگر تازه برسه به دوسه ماه خوب بود بعد همون اشه وهمون كاسه البته اينم به خاطر ترس از بقيست كه تو هردعوا پاشون به زندگيم باز ميشه ومن اصلا دوست ندارم.شنيدم كه پدر وبرادرش مثل خودشن.حلال وحرام سرش نميشه وهمه چيو حق خودش ميدونه.ماتو اين سه سال باهم مسافرت نرفتيم فقط سه دفعه اونم با پول من وعلاوه براون باجيكه توخلال مسافرت ازم ميگرفته و در ضمن مسافرتو زهر همه ميكرده.لازمه بگم كه ما رابطه جنسيه قوي اي از اول باهم نداشتيم اون اكثرن به فكر خودشه ومن هنوز باكرم.دوماهه كه ازم وقت خواسته ولي تواين دو ماه سه بار پاي بقيه كشيده شده خونم.بازور برديمش مشاوره ولي جلسه دوم گفت ديگه نميام پول ندارم درصورتيكه حساب بانكيه پري داره.ميگه عوض ميشم ولي ميدونم نميشه اين دفعم دروغه مثله هميشه.خانوادم مشاوره هاييكه رفتم همه ميگن جدا شم من عاشقش نيستم فقط حسه ترس بعد جدايي ودلسوزيه كه نسبت به اون دارم منو نيگه داشته.خستم خسته بگيد چيكار كنم.
چهارشنبه 19 شهریور 1393 - 12:07
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش
talebi
آفلاین



ارسال‌ها: 299
عضویت: 7 /3 /1393
تشکر کرده: 99
تشکر شده: 61
خسته شدم
RE : 1
همراه عزیز سلام بر شما
1- اگر یک سال پیش به بنده مراجعه کرده اید حتماً به غیر از امید دادن تکالیفی هم برای شما توصیه کرده ام برای تغییر خودتون و شوهرتون.
2- مسائل مالی شما رو اغلب ذوجین کارمند دارند. واقعیتش اگر توافق و تعادلی در این رابطه بین ذوجین حاصل نشود زندگی مشترک بدون هدف مشترک پیش خواهد رفت. یعنی هیچ مردی راضی نمی شود که زنش کارکند و برای خودش ثروت اندوزی کند و همچنین برعکس یک زن هم دوست ندارد بدون تضمین آینده اش همه درآمدش را در اختیار شوهر قرار دهد.
3- زندگی با یک مرد وسواسی و خسیس اگر امیدی به تغییرش نباشد فقط در حالت ایثار و ازخود گذشتگی و گذشتن از خوشبختی زن امکان پذیر می باشد و تصمیم گیری در این رابطه دیگر به میزان و شدت این ویژگی های شوهرتون و میزان از خود گذشتگی یا حب نفس شما بستگی دارد.
4- مشکلات شخصیتی شما (اگر خود شما واقعاً مشکلی نداشته باشید) چیزی نیست که توسط مشاور حل شود و ایشون باید به یک روان درمانگر مجرب و برای چندین جلسه و ماه متوالی مراجعه بکنند.
افکار نو ، اندیشه متفاوت ، سلایق مختلف ، رمز پویایی انسان و اجتماع
پنجشنبه 20 شهریور 1393 - 12:13
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش



تازه سازي پاسخ ها



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش :
صفحه اصلی | انجمن | ورود | عضویت | خوراک | نقشه | تماس با ما | طراح
گروه تلگرامی ندای مشاور: گروه تحول برای مشاهده لینک لطفا به صفحه اصلی سایت ندای مشاور مراجعه کنید. http://www.nmoshaver.ir/

این قالب توسط سایت روزیکس طراحی شده است و هر گونه پاک کردن لینک طراح پیگرد قانونی دارد !