close
تبلیغات در اینترنت
موانع ازدواج از نظر دختران

ندای مشاور

موانع ازدواج از نظر دختران
امروز دوشنبه 30 مهر 1397
مشاوره عمومی مشاوره خصوصی

آخرين ارسالي هاي انجمن

موانع ازدواج از نظر دختران

ازدواج نمی كنم ، درس می خوانم!!!

علل تاخیر و یا گریز جوانان به خصوص دختران جوان از ازدواج را مى توان دلایل عدیده ای دانست ، اما در این  مقاله قصد داریم به دو مورد شایع آن بپردازیم ...

در این مقاله دو علت گریزدختران جوان از ازدواج را مورد بررسی قرار می دهیم  و در مقاله ی بعد به دو علت دیگر خواهیم پرداخت :

 

1ـ ادامه تحصیلات در سطوح عالى


از موانع عمده اى كه در سر راه ازدواج بسیارى از جوانان مطرح است، ادامه تحصیلات در سطوح عالى است. اینكه این موضوع اساسا بتواند به عنوان مانعى براى دانشجویى و فن آموزى رخ نماید ، در خور تامل و بررسى است، ولى به نظر مى رسد كه شاید بتوان با قدرى تدبیر و چاره اندیشى با آن به طور شایسته كنار آمد.


ازدواج به لحاظ گوناگون عاطفى، اخلاقى، روانى و نیز جسمى نیاز جدى انسان است و استعدادهاى مختلف عقلى و عاطفى او در سایه ی پیمان زناشویى شكوفا شده و به بار مى نشیند ، موقعیت و شخصیت اجتماعى فرد به طور كامل با ازدواج شكل مى گیرد ، احساس مسوولیت و تعهد اجتماعى در پرتو تشكیل خانواده در وجود انسان بیدار شده و رشد مى یابد. با این وصف عاقلانه نیست، انسانى خود را از این همه ی مواهب و فواید محروم سازد و به بهانه هاى مختلف از آن سر باز زند.


البته اگر كسى بتواند با مراقبت كامل، خود را از هر گونه تحریكات جنسى به دور داشته و همه ی حواس و توجه خود را به سوى تحصیل دانش معطوف سازد ، شاید كناره گیرى از ازدواج مشكل جدى براى او به بار نیاورد ، ولى شخصى كه از چنین تسلطى بر افكار و احساسات خود برخوردار نیست، عواقب دورى گزیدن از ان براى او بسیار زیان بار و گاهى هم شكننده و غیر قابل جبران خواهد بود.


و لذا مى توان در صورت احساس نیاز به ازدواج و تمایل به ادامه تحصیلات تا سطوح عالى، این كار را با یكى از طرق زیر دنبال كرد و به هر دو خواسته جامه عمل پوشید :


ـ طولانى بودن دوران عقد.


ـ عقد موقت با اطلاع و موافقت والدین.


ـ گنجاندن شرط موافقت و همكارى شوهر براى ادامه تحصیل در عقد ازدواج.


- كنترل و جلوگیرى از داشتن فرزند براى مدتى با توافق دو طرف.


ـ كمك و مساعدت والدین دو طرف. و بالاخره در پیش گرفتن زندگى همراه با قناعت و ساده زیستى.

2 - نبود خواستگار دلخواه

در سنین بالاترسخت گیری در انتخاب به سرحد وسواس مى رسد و به تدریج نكاتى ریز و غیر قابل اعتنا جاى مهمى را  به خود اختصاص مى دهد و دستیابى به  همسر مطلوب به آرزویى تبدیل مى شود كه به آسانى قابل تحصیل نیست.


دختر و پسر، در آغاز دوران بلوغ و مدتى پس از آن به جهت قوت غریزه و ضعف اندیشه ، بیشتر در پى اطفاى غریزه اند و كمتر به تشكیل خانواده و زندگى مشترك و چگونه بودن آن مى اندیشند و لذا به ندرت در این باره و در خصوص ویژگی ها و اوصاف شریك زندگى خود به تامل و محاسبه مى پردازند.


به تدریج هر چه از سن بلوغ فاصله بیشتر مى شود و قواى عقلى و فكرى تقویت مى گردد این گونه مسایل نیز در كنار پاسخگویى به نیاز جنسى در دایره ی محاسبات و آینده نگرى انسان وارد مى شود. هر چه بر مقدار این فاصله افزوده شود این موضوع نیز با شدت بیشترى، فكر و حواس او را به خود مشغول مى سازد.


البته این كار در جاى خود خوب، پسندیده و لازم است و شاید بر اساس همین حكمت است كه ازدواج دختران ـ كه به جهت زودرس بودن بلوغ آنان، معمولا در سنین كمتر از پسران به وقوع مى پیوندد و آنها تا آن زمان هنوز تجربه ی كافى براى زندگى و معاشرت زناشویى نیاموخته اند و از سوى دیگر اختیار طلاق نیز، جز در موارد معین، بر اساس حكمت و مصلحت، به آنها داده نشده است ـ باید با اجازه و موافقت پدر و ولى صورت پذیرد ، تا سرنوشت آینده و زندگى آنان با دوراندیشى و احتیاط پدر، كه از تجربه و احاطه بیشترى نسبت به مسایل زندگى و ضروریات و لوازم آن برخوردار است، تامین شود و با نزدیك نگرى و ناپختگى و پیروى از هوس، دست خوش تزلزل و ناكامى نگردد-


ولى گاهى در سنین بالاتر این قضیه به سرحد وسواس مى رسد و به تدریج نكاتى ریز و غیر قابل اعتنا جاى مهمى را در این مجموعه به خود اختصاص مى دهد و از باب ((هر آنچه شرطش افزون گردد وجودش حاكم مى شود)) به تدریج دستیابى به چنین همسر مطلوبى به آرزویى تبدیل مى شود كه به آسانى قابل تحصیل نیست و تجربه نشان داده است كه چنین انسانهایى پس از افول غریزه و سستى آن و فروكش كردن عواطف و احساسات پاك جوانى و غالبا نرسیدن به خواسته ی واقعى خود ، احساس ناكامى و شكست كرده و خود را از قافله ی زندگى انسانى عقب مانده مى یابند.


این نكته را باید توجه داشت كه انسانهاى معمولى خالى از عیب و نقص نیستند. هنر زندگى كردن در این نیست كه زن و شوهر از هر جهت موافق و مطلوب هم بوده و هیچ نارسایى در وجودشان نباشد ، بلكه هنر زندگى در این است كه با سرپنجه ی تدبیر، صفا، محبت و ایثار، نقایص و كمبودهاى جزیى و قابل اغماض در هر یك از طرفین پوشیده شده و تحت الشعاع صفات، ویژگیها و شرایط اصلى و اساسى قرار گرفته و از ان چشم پوشى شود.


قران كریم مى فرماید:


((هن لباس لكم و انتم لباس لهن));

آنان[ زنان] پوشش شمایند و شما نیز پوششى براى آنان هستید.(1)


همچنان كه لباس عیب بدن را مى پوشاند زن و مرد نیز باید ساتر و حجاب عیوب هم باشند. و با عیب پوشى نسبت به یكدیگر به توافق و تفاهم واقعى و در پرتو آن به عشق و محبت نسبت به هم دست یابند.


ازدواج

1ـ گریز از مسئولیت پذیرى


خانواده ، بهترین میدان عمل و رو به رویى با دشواری ها و مسایل جدى حیات است .


بسیارى از اینكه پذیرش ازدواج و اقدام به تشكیل خانواده، همراه با قبول مسوولیتى بزرگ، در اداره ی زندگى، رفت و آمدها، ارتباطات جدید ، خواسته هاى همسر و احیانا برخى نزدیكان او و در نهایت بچه دارى و تربیت فرزند است در هراسند و این قضیه گاهى آن چنان در دیدگاه شان دشوار و سنگین جلوه مى كند كه برخى اساسا از آن منصرف شده و یا با نگرانى و اضطراب به سوى آن قدم مى گذارند.


ولى باید توجه داشت كه تا انسان مستقیما وارد عرصه زندگى نشود و با مشكلات آن درگیر نشود ، نمی تواند از خامى به در آید و به موجودى مفید تبدیل شود . خانواده ، بهترین میدان عمل و روبه رویى با دشواری ها و مسایل جدى حیات است .


به گفته یكى از نویسندگان بزرگ عرب: ((گاهى نبرد از ضروریات زندگى به شمار مى رود، زیرا اگر نبرد به طور مطلق در زندگى وجود نداشته باشد ، روح آدمى سست و بى حال مى گردد همان طور كه جسمش در صورت كناره گیرى از حركات سنگین رفته رفته كم طاقت و بى مایه مى شود.))(1)


همان نویسنده  مى گوید: ((خانواده تنها نیاز روانى براى زن و مرد نیست بلكه براى آن كه كودكان نیز بر پایه محكمى تربیت شوند كمال ضرورت را دارد. جوان نورسیده ایامى را با غرور و راحت طلبى مى گذراند و گمان مى كند كه علاقه اى به تولید نسل ندارد. گاهى این گمان با مرفه بودن وضع اقتصادیش نیز تقویت مى یابد ولى زمانى نمى گذرد كه یك شكاف وسیع در وجود خود و در زندگیش مى بیند. شكافى كه جز با گریه و شیون كودك نمى توان آن را با چیز دیگرى پر كرد. در اینجا از گذشته پشیمان شده و بسى تاسف مى خورد ، كه چرا عمر كوتاه خود را با تولید نسل جبران نكرد و فرزندى نیاورد تا وجود او را در طى قرنها امتداد دهد. ممكن است فرض كنیم كه مرد براى خود اندیشه یا كارى بتراشد كه با سرگرم شدن به آن، از این نداى باطنى منصرف گردد ، ولى زن چه؟ آیا مى تواند بدون كودك زندگى سعادتمند و خوشى داشته باشد؟


كودك در واقع جزیى از وجود زن است و از عصاره ی جانش یعنى از خون و سپس از شیر كه آن هم از خون اوست، تغذیه مى كند. همچنین كودك جزیى از سازمان روانى وى مى باشد ، به طورى كه اگر فرزند نیاورد پیش خود احساس مى كند كه ناقص است.))(2)

2ـ مسایل معیشتى


برخى از بانوان بر این باورند كه همسر آینده ی آنان باید از هم اكنون، آنچه لازمه ی یك زندگى كامل و پیشرفته است را دارا باشد، شغل مناسب، درآمد خوب، مسكن شخصى، اتومبیل و امثال آن.


البته داشتن امكانات زندگى، خود یك امتیاز و نقطه ی مثبت است ولى آیا مى توان آن را تا حدى كه تصمیم به اصل ازدواج را خدشه دار کند ، مهم به حساب آورد؟ توجه زیاد به مادیات، ازدواج را مشکل می کند.


قرآن كریم پس از دستور به ازدواج مى فرماید:


((ان یكونوا فقرا یغنهم الله من فضله ...));

اگر آنان ـ كه باید ازدواج كنند ـ تنگ دست باشند ،خداوند از فضل خود آنان را بى نیاز خواهد ساخت.(3)


بسیارى از خانواده ها در آغاز زندگى، از امكانات كافى برخوردار نبودند ولى پس از مدتى به وضعیت معیشتى خوب و مطلوبى رسیده اند. همچنان كه عكس آن نیز بسیار است. چه بسا خانواده هاى برخوردارى كه در اثر یك حادثه از همه چیز ساقط شدند و حتى به كمك و مساعدت دیگران نیازمند گردیدند.


بنابراین نه دارندگان، تامینى براى تداوم این وضع دارند و نه دست تقدیر مهر ندارى را براى همیشه بر جبین ناداران نقش زده است.


اسحاق بن عمار مى گوید: ((به امام صادق علیه السلام عرض كردم: حدیثى را مردم نقل مى كنند آیا درست است یا نه؟ كه مردى به حضور پیامبر گرامى شرف یاب شد و از نیازمندى خود به آن حضرت شكایت كرد. رسول خدا(ص) او را به ازدواج فرمان داد. بار دیگر آمد همان دستور را شنید و تا سه بار این قضیه تكرار شد. امام صادق(ع) فرمودند: این گزارش درستى است. سپس فرمود: روزى با زنان و عیال است.))(4)


روایات دیگرى نیز به همین مضمون از اهل بیت عصمت علیهم السلام رسیده است.(5)


البته مقصود از این سخنان این نیست كه تنها ازدواج براى بهبود وضعیت معیشت كافى است و هر كس بدین كار اقدام كند به ضرورت، وضع معاشش رو به بهبود مى گذارد ، بلكه مقصود این است كه در زنجیره ی علل و اسباب روزى، این موضوع جایگاه مهمى را به خود اختصاص داده است.


پى‏نوشت‏ها:


1ـ محمد قطب, انسان بین مادیگرى و اسلام, ترجمه: سیدخلیل خلیلیان, انتشارات اسلامى, تهران, ص252.


2ـ همان, ص251.


3ـ سوره نور, آیه 32.


4ـ وسائل الشیعه, ج14, ابواب مقدمات نكاح, باب 11, ح4, ص24.


5ـ همان, باب 10, 11.


منبع : پیام زن


نویسنده : سیدمهدى موسوى كاشمرى


پى‏نوشت‏ :


1ـ سوره بقره, آیه 187.


http://mohsenazizi.blogfa.com/post-2292.aspx

دسته بندي: ازدواج,

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی